این دهان بستی دهانی باز شد...

ماه رمضان ماه خداوند است. همه ماه ها و روزان و شبان از خداوندند. اما ماه رمضان ویژه است. ماه مهمانی خداوند است. برای واژه ی رمضان دو ریشه و معنای متفاوت گفته شده است:


رمضان از ریشه رمض به معنای تشنگی سوزانی است که طاقت انسان از دست می رود. به شن های داغ زیر آفتاب سوخته صحرا هم رمضاء می گویند. رمضان باران نرمی است که می بارد و تن ما را- جان ما را- می شوید.


همه ما در این مهمانی بر سر سفره خداوندیم. تا به تغبیر مولوی لقمه های راز بهره مان شود...


نمی شود از ماه رمضان سخن گفت و در اندیشه زندانیان نبود. در اندیشه ی حسین مرعشی و علیرضا بهشتی شیرازی و محمد رضا جلایی پور و زید آبادی و سحرخیز و...همه آنانی که در بندند.


یک وقتی آیه الله خامنه ای در باره اغانی ابوالفرج اصفهانی صحبت می کردند. می گفتند من بیشتر مجلدات اغانی را توی اتوبوس می خواندم. حالت دو گانه ای داشتم. از سویی شعر ها و سرود ها و جشن ها و باده گساری ها و مجالس موسیقی و طرب بود که اغانی سرشار از آن هاست و از سوی دیگر به یادم می آمد که در همان ایام امام موسی بن جعفر در زندان هارون بودند.. آن شعر های طربناک را می خواندم و اشکم سرازیر بود...


اکنون آیه الله خامنه ای نه بر صندلی اتوبوس که بر کرسی حکومت نشسته اند. و عده بسیاری در گوشه زندان هایند. بسیاری از زندانیان را ایشان خود از نزدیک می شناسند. اصلا به زندان افتادن آنها با نظر شخص ایشان بوده است. نشانه ها و گوشه هایی از زندان را آقای نوری زاد نوشته اند...زندانیانی که از داشتن قران هم محروم می مانند. زندانی که استاد برجسته دانشگاه است و ناخن می جود. زندانی که دیوانه می شود. برادر شهیدی که برهنه از سلولش بیرون می زند. زندانیانی که هر لحظه بر آنان مثل سال نوری می گذرد...
همه این ها در حکومت و ولایت آیه الله خامنه ای انجام می شود.


رمضان زندانیان و رمضان خانواده های آنان رمضان دیگری ست.


دیگر بدون تردید می توان گفت ستمی که بر فرزندان ملت ایران در زندان ها می رود. ستمی که نوری زاد روایت می کند. ستمی بی سابقه است.


آیا رمضان مثل بارانی بر کویر سوزان خشک و برهنه بازجو ها و زندان بانان و زندان بان بزرگ ملت ایران می بارد. در آن آخرین لحظه هایی که بازجو ها و زندانبانان در بستر خوابند کدام تصویر و شعله خیال در برابرشان افروخته می شود؟ از این همه ستم پروا نمی کنند؟

ایا خانواده های زندانیان می توانند در کنار دیوار های اوین سفره های افطاری شان را با اطمینان پهن کنند ؟ مامورانی که به سوی خانواده ها و کودکان یورش می برند، به خانه خود که می روند با دیدن فرزندان خود احساس آرامش می کنند؟ دیو درون راحتشان می گذارد؟


چه کسی گمان می کرد که سی سال پس از انقلاب دعای اصلی ملت ایران این خواهد بود: که خداوندا! همه اسیران را رهایی بخش...اسیرانی که هر کدام به مثابه پرچم بلندی از شرافت و مروت و آزادگی اند.
************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (12)

قرآن مجید و مریم خواهر هارون


پژوهشگرانی که در صدد اثبات منشا این جهانی و بشری برای قران مجیدند و قران را کلام پیامبر اسلام می دانند، به مواردی استناد می کنند که به گمان آن ها اشتباهات تاریخی راهیافته در قران مجید است. این پژوهشگران با تعابیر اشتباهات تاریخی یا گزاره های کاذب در قران مواردی را برشمرده اند. این موارد تقریبا تمامی توسط پژوهشگران قرآن مجید بررسی شده و توضیح لازم داده شده است. در این پژوهش می کوشم با توجه به رویکرد تازه ای که در نقد قرآن دیده می شود. و نیز با توجه به دلایل جدیدی که مطرح شده است، به بررسی این شبهات می پردازم. مرحوم آیه الله محمد هادی معرفت قرآن شناس بزرگ در سال های پایانی عمر خویش جلد دیگری- جلد هفتم- بر مجموعه بی نظیر التمهید فی علوم القران افزود. نام کتاب ایشان: شبهات و ردود حول القران است. در این کتاب ایشان کوشیده اند به تمامی شبهات پاسخ دهند.

در این مقاله می کوشم به توجه به منابعی که در اختیار ایشان نبوده است ، برخی نکات تاریک و یا جدید را با تفصیل بیشتری بررسی کنم.

به یک نمونه ازین زمره شبهات می پردازم. این مورد در کتاب منابع قران ویلیام تیسدال مطرح شده ست (۱)

آرتور جفری نیز در کتاب مشهورش، واژه های دخیل در قرآن، در ذیل سه واژه:

هارون، مریم، و عمران به این شبه اشاره می کند. البته چنان که شیوه اوست، به جای زبان تند و گزنده تیسدال، آرتور جفری از درهم آمیخته شدن نام ها در قران مجید سخن می گوید:

عمران پدر موسی هارون و مریم،/ سوره های ۳:۳۳، ۳۵ و ۶۶:۲

در این آیات ما با اختلاط داستان مریم ( خواهر موسی و هارون) و مریم( مادر عیسی) رو به رو هستیم.

مریم: مادر عیسی

همه جا در قرآن مراد از آن نام مریم مادر عیسی است. اگر چه در سوره ۱۹:۲۷ و سوره ۳:۳۶ . سوره ۶۶:۱۲ داستان وی با داستان مریم خواهر موسی و هارون به هم آمیخته است.

هارون:

همیشه مراد از آن در قرآن هارون مندرج در عهد عتیق است، اما در سوره ۱۹:۲۸ که داستان مریم خواهر موسی و مریم مادر عیسی به هم در آمیخته است.(۲)

بر خلاف تیسدال که پژوهشگری بی اعتبارست، آرتور جفری در بین پژوهشگران غربی که به بررسی قرآن پرداخته اند مستشرقی در خور اعتناست.

طرح اشکال :

در قران مجید مریم مادر عیسی با مریم خواهر هارون و موسی خلط شده است. برای مریم مادر عیسی قرآن دو مشخصه ذکر کرده است:

الف: مریم خواهر هارون است.

در سوره مریم آیه ۲۸ به این موضوع اشاره شده است

يا اخت هارون ما كان ابوك امرا سو و ماكانت امك بغيا

ای خواهر هارون نه پدرت مردی نابکار، و نه مادرت پلیدکار بود

ب: مریم دختر عمران است.

در سوره التحریم آیه ۱۲:

و مریم ابنة عمران التي احصنت فرجها

و نیز مریم دختر عمران که دامان خویش را پاک نگاهداشت.

ج: مادر مریم همسر عمران است.

در سوره آل عمران آیه۳۴ و ۳۵

اذ قالت امرات عمران رب اني نذرت لك ما في بطني محررا

وچنین بود که همسر عمران گفت پروردگارا من آنچه در شکم دارم نذر کردم که آزاد از هر قید در بند خدمت تو باشد.

در واقع در آیات مورد بحث مریم خواهر هارون و دختر عمران معرفی شده است. در حالی که مریم خواهر هارون و دختر عمران غیر از مریم مادر عیسای مسیح است و بین آن ها فاصله زمانی بسیاری وجود دارد این فاصله در منابع متفاوت از ششصد تا هزار و ششصد سال ذکر شده است.

در متون اسلامی اشکال مورد نظر در دو روایت متفاوت نقل شده است.:

یکم:

روایت مغیره بن شعبه:

پیامبر اسلام مغیره بن شعبه را برای دعوت مسیحیان نجران اعزام کرد. برخی منابع به جای نجران از خراسان یاد کرده اند.(۲)

پيامبر(صلى الله عليه وآله) «مغيره» را به «نجران» (براى دعوت مسيحيان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسيحيان به عنوان (خرده گيرى بر قرآن) گفتند:

مگر شما در كتاب خود نمى خوانيد «يا اخت هارون»! در حالى كه مى دانيم، اگر منظور هارون برادر موسى است، ميان مريم و هارون فاصله زيادى بود؟

«مغيره» چون نتوانست پاسخى بدهد، مطلب را از پيامبر(صلى الله عليه وآله) سؤال كرد، پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى: در ميان بنى اسرائيل معمول بوده است كه، افراد نيك را به پيامبران و صالحان نسبت مى دادند.(3)

دوم:

همین موضوع در گفتگویی میان عایشه همسر پیامبر و کعب الاحبار مطرح شده است. کعب الاحبار به عایشه می گوید: مریم خواهر هارون برادر موسی نبوده است عایشه می گوید: سخن تو دروغ است. کعب می گوید: اگر این سخن پیامبرخداست، پیامبر راستگوست . گرنه در میان آن دو ششصد سال فاصله وجود دارد(۴)

.برخی پژوهشگران نیز از موضع دفاع از کعب الاحبار، نوشته اند. کعب گفته بود هزار و ششصد سال، منتها در نسخ خطی الف به معنی هزار افتاده است(۵).

از روایت عایشه همسر پیامبر و مغیره بن شعبه به روشنی گواه است که شبهه آمیحتگی نام مریم با مریم و یا هارون با هارون پیشینه ای کهن دارد. تقریبا تاریخی به قدمت تاریخ اسلام. مفسران قران مجید نیز در ذیل ایه ۲۸ سوره مریم به این موضوع اشاره کرده اند. برخی با تفصیل و برخی به اشاره به این شبهه پرداخته اند مفسران قران مجید در توضیح و تفسیر نسبت مریم و هارون پنج نظریه را مطرح کرده اند، چنان که می دانیم استناد به نظریه پیشینیان و یا ذکر ماخذ در میان نویسندگان و مفسران سده های پیشین معمول نبوده است، البته مواردی هم وجود دارد که مفسر به تفاسیر متقدم بر زمان خود اشاره می کند:

یکم

هواری در تفسیر کتاب الله العزیز، از تفاسیر متعلق به قرن سوم هجری از هارون به عنوان فردی که در عشیره اش به راستکرداری شهره بود یاد می کند. به مریم وقتی گفتند: یا اخت هارون، یعنی: یا شبیهه هارون فی عبادته و فضله، ای کسی که در نیایش و دانش همانند هارونی...

طبری در تفسیر خویش در ذیل آیه ی شماره ۲۸ سوره مریم در باره: اخت

هارون نوشته است:

اهل تاویل در باره این که هارون چه کسی بوده است، اختلاف نظر پیدا کرده اند. برخی گفته اند: یا اخت هارون، نسبت دادن مریم به فردی است که در صلاحیت به او مثل می زده اند. این هارون، هارون برادر موسی نیست. قتاده گفته است که در بنی اسراییل فردی صالح وجود داشت که نامش هارون بود. یا اخت هارون یعنی ای کسی که در صلاحیت همانند هارون هستی. با توجه به شهرت این هارون که نماد صلاحیت بود. نام هارون در بنی اسراییل رواج تمام داشت. به گونه ای که وقتی هارون صالح درگذشت، هزاران نفر که نامشان هارون بود در تشییع جنازه اش شرکت کردند.

بخشی از سخن پیامبر که به مغیره می گوید: در بنی اسراییل افراد را به صالحان تشبیه می کردند، همین سخن را تایید می کند

زمحشری در تفسیر کشاف همین نظریه را تایید می کند. طبرسی در مجمع البیان، امام فخر رازی در التفسیر الکبیر، سیوطی در الدر المنثور، فیروزآبادی در تفسیر القران، سمرقندی در تفسیر البحر المحیط ضمن طرح این نظریه، نام پدر هارون صالح را ماثان یاد کرده است. نوشته است: یا اخت هارون یعنی:

یا شبیهه هارون فی الصلوه و الصلاح

ای خواهر هارون، یعنی ای کسی که در نماز و صلاحیت همانند هارون هستی

ابن جوزی نیز در تفسیر زادالمسیر فی علم التفسیر همین سخن را نقل کرده است

دوم:

هارون فرد تبهکاری بود، در بنی اسراییل که در بدکاری و پلیدی به او مثال می زدند

علی بن ابراهیم قمی در تفسیرالقرآن خویش فقط همین نظر را مطرح کرده است که هارون فرد بد نامی بود و در بدنامی به او مثل می زدند..

زمخشری با ایجاز تمام در این باره نوشته است، هارون فردی صالح یا طالح بود، که در زمان مریم به ان ها مثال می زدند نسفی در تفسیر مدارک التنزیل و حقایق التاویل، بدون اشاره به زمخشری، سخن زمخشری را عینا نقل کرده است

. طبرسی در مجمع البیان در نظریه چهارمی که به آن اشاره می کند، بحث هارون طالح را مطرح کرده است. البته طبرسی از هارون با عنوان هارون فاسد نام می برد. همین نظریه را امام فخر رازی نیز نقل کرده است. در ترتیب رازی این نظریه به عنوان قول سوم روایت شده است. چنان که می دانیم امام فخر رازی از تفسیر ابوالفتوح رازی و تفسیر طبرسی بدون ذکر ماخذ بهره تمام برده است.

سمرقندی در تفسیر بحرالعلوم از هارون به عنوان فردی بدنام که در تباهی و بدی بدو مثال می زدند یاد کرده است.

ابن جوزی همین سخن را در تفسیر زاد المسیر خویش به استناد به سخن سعید بن جبیر نقل کرده است.

سوم:

مریم برادری پدری و یا برادی مادری داشته است، که نام او هارون بوده است. در تفاسیر هر دو شکل برادر ناتنی مریم ذکر شده است:

الف: هارون برادر ناتنی پدری مریم بوده است:

زمخشری در کشاف

سمرقندی در بحرالعلوم و

طبرسی در مجمع البیان، این نظر را مطرح کرده اند. طبرسی تاکید می کند که هارون برادر ناتنی پدر

مریم بود و نه مادری اش

امام فخر رازی بدون توجه به این که هارون برادر ناتنی پدری یا مادری مریم بود، این نظریه را مرجح می داند و می نویسد: بایست در کلام همان وجه حقیقی را ملاک گرفت. علاوه بر آن در آیه ۲۸ مریم، به پدر و مادر حقیقی او اشاره شده است، موجه است که مراد از برادر نیز برادر حقیقی او باشد ، قاضی عبدالجبار کتاب قابل توجهی دارد با عنوان: تنزیه القرآن عن المطاعن، از هارون به عنوان برادر حقیقی مریم نام می برد. به نظر می رسد، امام فخر رازی نظریه خود را از قاضی عبدالجبار که تقریبا دو قرت پیش از او در گذشته است، گرفته باشد.

نسفی در مدارک التنزیل، هارون را برادر پدری مریم معرفی می کند، که از شایسته ترین جوانان بنی اسراییل بود..

ب:

ابن جوزی در زاد المسیر، هارون را برادر مادری مریم می داند. برادری که در میان بنی اسراییل به شایستگی و راستکرداری زبانزد بود

چهارم:

مراد از هارون، همان هارون برادر موسی است. هارون برادر موسی هم پیامبر بود و هم در واقع بنیان گذار سلسله عالمان دین یهود، کاهنان بود. او کاهن نخست بود و فرزندان او نسل در پس نسل کاهن بودند و مسئولان و سزپرستان معبد یهود. هارون هم نبی بود و هم سر سلسله ی کاهنان، از این رو خرده گیران بر مریم، وقتی کودک نوزادی را در آغوش او دیدند، با شگفتی تمام با ملامت و شماتت به مریم گفتند: خواهر هارون! تو که پدر و مادرت ناپاک نبودند! به عبارت دیگر به او گفتند با توجه به انتسابت به هارون و داشتن پدر و مادری نیک نام، تو چرا؟

تعبیری که از پیامبر اسلام روایت شده است، که بنی اسراییل افراد را به نام پیامبران و صالحان نسبت می دادند، تایید همین قول است. این قول در تفاسیر مختلفی روایت شده است. برخی مفسران نیز از آن با عنوان قول راجح یاد کرده اند سخن پیامبر در این باره در مجموعه های درجه اول حدیث روایت شده است(۶)

زمخشری مریم را وابسته به هارون و از سوی پدر از تبار هارون می داند هر چند مابین آنان، بیش از هزار سال فاصله بوده است. از این رو یا اخت هارون...به مثابه نامیدن کسی است که او را به نیایش نسبت می دهند

چنان که در روز گار ما سادات را به عنوان فرزندان پیامبر صلوات الله علیه تلقی می کنند

طبرسی در مجمع البیان می گوید: نسب مریم به هارون می رسید همان گونه که در میان عرب ها رسم است که افراد را با نام قبیله و تیره نام می برند. مریم را نیز به هارون نسبت داده اند

امام فخر رازی همین قول را نقل می کند. به عنوان شاهد سخن خود می نویسد: همانگونه که گفته می شود : یا اخا همدان، گفته شده است: با اخت هارون

چنان که می دانیم نام هر قبیله ای به نیای شناخته شده آن قبیله نسل در پی نسل می رسد. مثل قریش یا بنی امیه و بنی عباس.

در قران مجید در موارد متعددی از واژه ی اخا به همین معنا استفاده شده است. مانند:

والی عاد اخاهم هودا ۶۵/اعراف

و الی ثمود اخاهم صالحا ۷۳/اعراف

و الی مدین اخاهم شعیبا ۸۵/اعراف

در تفسیر مقاتل بن سلیمان( در گذشته درسال: ۱۵۰ هجری) از پیامبر اسلام روایت کرده است:

مریم به عنوان خواهر هارون خوانده شده است، زیرا مریم از نسل هارون بوده است.

پنجم:

واژه اخت به غیر از معنای مشهور خواهر به معنی همانند نیز هست. برخی مفسران به این نکته مهم اشاره کرده اند.

ثعلبی در الکشف و البیان نوشته است:

اخت در این آیه به مفهوم شباهت است و نه به معنای نسبت، در زبان عربی همانندی گاه با واژه اخت مطرح می شود. ثعلبی به عنوان شاهد مدعای خویش به آیه ی ۴۸ سوره الزخرف اشاره می کند:

و ما نریهم من آیة الا و هي اكبر من اختها

و هيچ پدیده ی شگرفی به آنان ننمایاندیم مگر آنکه از همانندش بزرگتر بود

واژه همانند را استاد بها الدین خرمشاهی در برابر اخت انتخاب کرده اند. که ترجمه ای دقیق و شیواست.

در تفسیر ابوالفتوح رازی اخت، مانند ترجمه شده است.

و ننماییم ایشان را آیتی الا و آن مهتر باشد از مانندش

)۷(۷)

فیروز آبادی نیز در تفسیر خویش ، یا اخت هارون را : یا شبیه هارون تفسیر کرده است

اخت به همین معنی در ایه ی شماره ۳۸ سوره ی اعراف نیز امده است:

کلما دخلت امة لعنت اختها..

هرگاه امتی وارد شود، همانندش را لعنت کند

اخت به همين معنا، در مباحث ریشه شناسی واژه ها- فقه اللغه- در زبان عربی بسیار به کار می رود. مثلا در توضیح دو واژه صهل و سهل گفته می شود:

وذاك من " س ح ل " وهذا من " ص هـ ل " والصاد أخت السين كما أن الهاء أخت الحاء.

زبان قرآن

این نکته بدیهی ست که نمی توان هیچ متنی را بدون آشنایی با زبان آن متن دریافت. از زبان مرادم صورت ظاهری زبان نیست، بلکه فرهنگ و بار اجتماعی و فرهنگی زبان است. به عنوان مثال وقتی قرآن مجید می گوید:

هیچ پیامبری نفرستادیم مگر به زبان قومش ( سوره ابراهیم،آیه ۴)

زبان قوم صورت ظاهرش این است که پیامبر اسلام به زبان عربی و پیامبر مسیحیان به زبان آرامی و پیامبر یهود به زبان عبری سخن می گفتند. وجه مهمترش این است که آنان زبان فرهنگ زمانه ی خویش را به کار می بردند

از این رو وقتی قران مجید از مریم به عنوان خواهر هارون ، آنهم از زبان یهودیان خرده گیر معبد نام می برد. نمی بایست چنان تعبیری را بدون شناخت مشخصات تاریخی و فرهنگی زبان شناسایی و داوری کرد

از سه جهت می توان تعبیر یا اخت هارون را توضیح داد:

یکم: مریم از

فرزندان تیره ای است که نیایش به هارون می رسد

گرچه در عهد جدید معلومات بسیار نادری در باره ی مریم وجود دارد نه نامی از پدر مریم در عهد جدید ذکر شده است و نه نامی از مادر مریم. به همین دلیل در دانشنامه کاتولیک، به صراحت ذکر شده است که: خواننده ی عهد جدید در آغاز از این که در باره ی مریم اطلاع بس اندکی در عهد جدید وجود دارد، شگفت زده می شود(۸).

اما در همین شرایط فقدان اطلاعات در باب نخست انجیل لوقا در باره ی مریم البته غیر مستقیم می توان اطلاع مهمی را پیدا کرد:

در ایام هیرودیس پادشاه یهودیه کاهنی زکریا نام از فرقه ی ابیا بود،که زن او از دختران هارون بود و الیصابات نام داشت ( لوقا، باب اول، آیه ۶) (۹)

الیصابات که در ترجمه های یونانی الیزابت نوشته شده است و در متن عبری، ایشاع، خواهر مریم بوده است. از الیصابات تنها در باب اول انجیل لوقا سخن گفته شده است. در آیه ۳۶ همین باب. به خویشاوندی مریم با او اشاره شده است. برخی منابع مثل دانشنامه ی کاتولیک مریم و الیصابات را دختر خاله معرفی کرده است

مجلسی در بحارالانوار در ذکر داستان مریم، نوشته است: نام مادر مریم حنه بود. دوخواهر بودند. حنه همسر عمران ابن اشهم بود. گفته شده است که نام پدر عمران ماثان بود. خواهر حنه نامش ایشاع و همسر زکریا بود.(۱۰)

توجه به نام پدر عمران از این جهت اهمیت دارد، که برخی مستشرقان عمران پدر مریم مادر عیسی را با عمران پدر مریم خواهر موسی خلط کرده اند و اشتباه دیگری برای قران رقم زده اند.

از صفیه همسر پیامبر که تبار یهودی داشت ، روایت شده است که گفته بود: ابی هارون و عمی موسی پدرم هارون و عمویم موسی (۱۱)

دوم:

هارون بر خلاف موسی که صرفا پیامبر بود، در سنت دینی و شریعت یهود هم نبی بود و هم کاهن، از سویی او سه سال از موسی بزرگتر بود، به روایت عهد قدیم و نیز به تعبیر قرآن فردی بلیغ و سخن اور بود. فرزندان او هم پس از او تا قرن ها مسئولیت اداره معبد را بر عهده داشتند. زکریا هم که از فرقه ابیا بود از بنی هارون به شمار می رفت. در واقع هارون هم پیامبر بود و هم از آبا کنیسه یهود. زکریا در واقع پسر هارون محسوب می شد. به تعبیر عبدالمتعال الصعیدی در مقاله ی:

مریم ام عیسی علیه السلام اخوتها لهارون بنوتها لعمران (۱۲) مریم در کنیسه ای به عبادت می پرداخت و شبانروز خویش را در معبدی می گذرانید که به نام هارون خوانده می شد. و یا با نام هارون آمیخته بود. راهبه ای که خود دختر هارون است. در میان راهبانی است عبادت پیشه که از نسل هارونند. در این صورت اگر به او گفته شود ای دختر هارون و یا ای که در نماز و نیایش همانند هارونی، سخنی به گزاف و ناراست نگفته اند. نام هارون در حقیقت نشان اعتبار عابدان و معبد بود.

میر محمد باقر حسینی خاتون آبادی در تعلیقات خود بر انجیل لوقا در تفسیر

کاهن نوشته است:

مراد از کاهن در این مقام عابد کثیر العباده است(۱۳۰)

هارون در عهد قدیم

*****************

خرده گیرانی که بر قرآن مجید ایراد گرفته اند که چرا مریم خواهر موسی با مریم مادر عیسی مشتبه شده است. گویی از یاد برده اند که در عهد عتیق چه تصویر تاریکی از هارون برادر موسی ثبت شده است.

به روایت کتاب مقدس هارون همان کسی ست که در غیاب موسی گوساله ای از طلا درست کرد و بنی اسراییل را به گوساله پرستی دعوت کرد. می دانید چرا چنین نسبت ناروایی به هارون داده شده است؟

دلیلش این است که نویسندگان سفر خروج هارون برادر موسی را با هارون سامری اشتباه گرفته اند!ابی الفدا اسماعیل بن کثیر دمشقی، در قصص الانبیا نوشته است:

فردی در میان بنی اسراییل بود، نامش هارون سامری بود، او بود که با جمع کردن طلاها و ذوب آن گوساله ی طلایی برای بنی اسراییل ساخت.(۱۴)

هارون به روایت عهد قدیم به همین بت تراشی بسنده نمی کند. بلکه از این که خداوند با موسی سخن می گفت، حسودیش شده بود، مریم خواهرش نیز به مجازات این بدگمانی دچار بیماری برص شد، او را هفت شبانروز بیرون لشکرگاه محبوس کردند(۱۵)

آشفتگی و عدم انسجامی که در باره ی اطلاعات مربود به هارون در کتاب مقدس دیده می شود، از چشم پژوهشگران یهودی نیز پنهان نمانده است. از این رو از نگاه نقادان متونی که در عهد قدیم در فاصله ای نزدیک به هزار و ششصد سال گرد اوری شده است. بحث وثاقت تاریخی عهد عتیق و جدید خود موضوع دیگری است.

پی نوشت:
*****************

توضیح لازم

تفاسیری که در این پژوهش به آن ها اشاره و استناد شده است، از سایت التفسیر استفاده شده است. در این سایت اشاره ای به تاریخ نشر و ناشر و محل نشر نشده است. لکن می توان در هر تفسیر با توجه با شماره آیه و نام سوره به آیه مورد نظر مراجعه کرد

http://www.altafsir.com:

(1)- William Tisdall, the original sources of the Quran, forgotten books, p:149-176

برخی نویسندگان که معمولا مسلمانانی بوده اند که به مسیحیت پیوسته اند و گاه با نام مستعار در باره قران نقد و یا ردیه نوشته اند. بدون ذکر نام و مشخص کردن منبع پزوهش خود همین موضوع را تقریبا با تعابیر مشابه تیسدال نقل کرده اند. مثل:

النقد الکتابی للقرآن، نوشته: شاکر فضل الله النعمانی

http://www.2shared.com/file/2424384/1fb65867/alnaqd_alkitabi.html

فردی با نام مستعار عبدالله الفادی در سال ۱۹۹۴ کتابی منتشر کرده است، به نام: هل القرآن معصوم؟ این کتاب توسط یک موسسه تبشیری مسیحی در وین منتشر شده است. در بخش مسایل تاریخی نویسنده ۵۵ اشتباه تاریخی قرآن مجید را به گمان خویش مطرح کرده است.

دکتر صلاح عبدالفتاح الخالدی استاد مطالعات اسلامی و قرآنی دانشگاه دمشق بر آن کتاب نقد خواندنی نوشته است:

القرآن و نفض مطاعن الرهبان، دمشق دارالقلم، ۲۰۰۷/ ۱۴۲۸ه فصل دوم، شماره ۱۷ مطلب الفادی که دقیقا از تیسدال رونویس شده است، بررسی شده است.

(۲)- آرتور جفری، واژهای دخیل در قرآن،ترجمه فریدون بدره ای، نشر توس تهران ۱۳۸۶ ص:۳۰۸ و۳۶۲ و

۴۰۳

با تاسف بسیار ترجمه فارسی کتاب واژه های دخیل در قرآن، به دلیل رواج سانسور در ایران، با حذف های نه چندان اندکی منتشر شده است. در همان آغاز از مقدمه جفری دو صفحه حذف شده است. لزوما خواننده ترجمه با نظر و نقد آرتور جفری چنان که بایست آشنا نمی شود. مترجم محترم نیز این ناگزیری را در مقدمه مترجم یادآوری کرده است.

(2)-تفسیر لباب التاویل فی معانی التنزیل، الخازن ذیل آیه ۲۸ سوره مریم

ابن عادل، اللباب فی علوم الکتاب، ذیل ۲۸/ مریم

نور الثقلین، جلد سوم، ص: ۳۳۳

تفسیر طبری، مریم/۲۸

الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، مریم/۲۸

تفسیر زادالمسیر فی علم التفسیر، ابن جوزی، مریم/۲۸

الکشف و البیان، الثعلبی، مریم ۲۸

و نیز نگاه کنید به: صحیح مسلم، کتاب آداب، حدیث شماره:۲۱۳۵

این کتاب از طریق لینک:

http://ar.wikisource.org

در دسترس می باشد

(4)- ابن عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، مریم/۲۸

و

قرطبی در تفسیر الجامع لاحکام القرآن و سیوطی در الدرالمنثور، همین گفتگو را البته بدون اشاره به تفسیر ابن عطیه روایت کرده اند

(5)-www.annaqed.com/ar/conttent/show.aspa?aid=15229

مقاله: نضال ابراهیم، بین مریم و مریم...و الالتباس التاریخی فی القرآن.

(6)-نگاه کنید به:

صحیح مسلم، کتاب الآداب، حدیث شماره ۲۱۳۵

.سنن الترمذی، باب تفسیر القرآن عن الرسول، سوره مریم، حدیث ۳۰۸۰

در شرح احوذی بر سنن ترمذی به فتح نجران در سال دهم هجرت اشاره شده است. احوذی سخن پیامبر اسلام را دال بر تطبیق هارون بر هارون برادر موسی در آیه ۲۸ سوره مریم می داند:

‏( أَخْبَرْتهمْ أَنَّهُمْ كَانُوا يُسَمُّونَ بِأَنْبِيَائِهِمْ وَالصَّالِحِينَ قَبْلَهُمْ ) ‏

‏يَعْنِي أَنَّ هَارُونَ الْمَذْكُورَ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى { يَا ا خت هارون

http://hadith.al-islam.com/Display/Display.asp?Doc=2&Rec=4976ا

مسند احمد، اول مسند الکوفیین، حدیث لمغیره بن شعبه، شماره حدیث: ۱۷۴۹۱

(7)- ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، به کوشش: دکتر محمد جعفر یاحقی- دکتر محمد مهدی ناصح، انتشارات آستان قدس رضوی، جلد ۱۷ ، ص:۱۶۳

(8)-http://www.newadvent.org/cathen/15464b.htm

(9)- فرقه کهنوتی ابیا، هشتمین مرحله از فرقه های بیست و جهارگانه کهنوتی یهود هستند.

این فرقه ها تماما زنجیره ای هستند که در سر آغاز به هارون نبی می رسند

در کتاب اول تواریخ به فرقه ابیا اشاره شده است:

اول تواریخ، باب ۲۴/۱۲.

(10)-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج: ۱۴، ص:۱۹۴

(11)-سنن ، ترمذی، باب المناقب من رسول الله، فضل ازواج النبی صلوات الله علیه، حدیث شماره:

۳۸۲۷

(12)-مجله المنار، مجلد، ۳۳ جزو ۱۰ ص: ۷۶۰ ذوالحجه ۱۳۵۲/ آوریل ۱۹۳۴

(13)-ابن کثیر دمشقی، قصص الانبیا ، دارالفیحا دمشق، ۲۰۰۱، ص:۳۵۵

(14)-ترجمه اناجیل اربعه ، میر باقر بن اسماعیل حسینی خاتون آبادی، به کوشش: رسول جعفریان

دفتر نشر میراث مکتوب، تهران ۱۳۷۵، ص۳۳۵

(15)-سفر اعداد، باب ۱۲، آیات:۱ تا ۱۶


*********************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (10)

فتنه ی جدید و شدید!


آیه الله مصباح یزدی فرموده اند: "بعيد نيست در آينده فتنه‌اي شديد‌تر توسط افرادي صورت گيرد كه امروز آنها را به عنوان نيروهاي ارزشي مي‌شناسيم همانگونه كه در فتنه اخير كساني كه قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند، حضور داشتند".

بی مناسبت نیست که به اشاره بگویم حضرت آیه الله مصباح خود از مصادیق درجه اول و بی همانند فتنه اند. منظورم از فتنه فتان است! جلوه ها و کرشمه هایی که به دشواری می توان آن ها را از هم تمییز داد.

امروالقیس برای اسبش سروده است:

مکر مفر مقبل مدبر معا..

کر و فر و گریز و و پیشامدن و پس رفتنش همگی در هم آمیخته است.

یکم: در روزی که از رادیو اعلام شد، آیه الله خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است، در همانروز جلسه ای در محضر آیه الله مصباح در دفتر ایشان در پژوهشگاه در قم برگزار شده بود. یکی از شاگردان ایشان، آقای نواب از آقای مصباح می خواهند که در باره ی رهبری آیه الله خامنه ای سخنی بگویند. ایشان سکوت می کنند. آقای نواب درخواستشان را تکرار می کنند. آقای مصباح می فرمایند: من چه بگویم در باره ی کسی که نمی تواند یک صفحه ی رسایل بدون اعراب را از رو بخواند..

دوم: مدتی بعد.. جلسه ای در دبیرخانه خبرگان رهبری در قم بر گزار می شود. آیه الله مصباح یزدی هم حضور داشته اند. آیه الله امینی نایب رییس خبرگان و مسئول دبیرخانه اظهار می دارند:

از برخی کشور های اسکاندیناوی پرسش هایی از سوی شیعیان ساکن در آن کشور ها مطرح شده است. به دلیل تفاوت بسیار لغزنده شب و روز و یا اینکه گاه مدتها شب ادامه دارد! پرسیده اند تکلیف نماز و روزه شان چه می شود. به نظر من می شود تمامی این مسایل گردآوری شود، نظریه مراجع مختلف فراهم شود، جزوه ای تهیه کنیم. مثل رساله های محشای سابق و در اختیارشان بگذاریم.

آیه الله مصباح می فرمایند: من از تعبیر شما تعجب می کنم. ما باید نظر ولی امر مسلمین جهان حضرت آیه الله خامنه ای را برای آن ها ارسال کنیم..

سوم:مدتی بعد...آیه الله خامنه ای به قم می روند. فیلمی که از سوی دفتر آیه الله مصباح تهیه شده است. مقدمات نزول اجلال مقام رهبری را نشان می دهد. دورتادور فرزندان و نوادگان و عروس های آقای مصباح نشسته اند و برخی شاگردان مقرب ایشان. رهبری می رسند. آقای مصباح به سمت در می روند و خم می شوند و بر پای رهبری می افتند تا بر پای ایشان بوسه بزنند.

چهارم:مدتی بعد.. فرموده اند رهبری نه تنها نماد حقیقت در ایران بلکه نماد حقیقت در جهانند..

این چهار صحنه را کنار هم بگذارید تا ببینید فتنه و فتانی آیه الله مصباح چه پیچیدگی هایی دارد. البته جایزه شان هم این بود که رهبری فرمودند: آیه الله مصباح جای خالی علامه طباطبایی و شهید مطهری را پر کرده اند...

اکنون آیه الله مصباح فصل تازه ای از فتنه شناسی شان را بروز داده اند. از فتنه ای شدیدتر سخن گفته اند. فتنه مورد نظر ایشان بی شک فتنه احمدی نژاد- مشایی ست که هر روز جلوه تازه ای ازین فتنه آشکار می شود.

این فتنه که بنا بر اظهارات سابق آقای مصباح با تایید امام زمان پیروز شده بود، اولیا خواب دیده بودند، آن تایید و آن خواب ها اینگونه تعبیر شد؟ فتنه ای شدید و جدید در انتظار ملت ایران است؟


**************
جرس

سیدعطاءالله مهاجرانی | لینک ثابت | نظر (1)