برف (رمان)

چاپ اول : مهر 1383
چاپ دوم : آذر 1383
202 صفحه
انتشارات امید ایرانیان



رمان برف، نگاه به زندگی و نیز ضد زندگی است. دو گرایش در برابر هم قرار می‌گیرند و گاه در هم تنیده می‌شوند.

در انتهای کتاب می‌خوانیم:
صدای موسیقی فضا را پر کرده بود. پنج نفر با دف‌های بزرگ حلقه زده بودند. با کف دست راست قایم بر دف‌ها می‌کوبیدند. صدای حلقه‌های برنجی دف‌ها مثل سکه‌هایی که بر خاک می‌ریخت، به گوش می‌رسید. نقاره‌چی‌ها، دهل چی‌ها و ساززن‌ها، همه با هم می‌نواختند. همه‌ی صداها در اوج خود بود، انگار کوه می‌خواست از جا کنده شود. آقاخوان و بیانی و یاسمن و ... می‌خواندند:

زندگی زیباست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند